واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
844
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
به عقيدهء دوسون « 1 » ، كه درست به نظر ميرسد ، قواى خوارزمشاه از لحاظ شمار خيلى بيشتر بوده . ولى چون مناسبات خوارزمشاه و سردارانش دشمنانه بوده ، وى قادر نبود از اين برترى خويش استفاده كند . وى پيش از ورود آخرين هيئت رسولان مغول شورائى جنگى تشكيل داد و شهاب الدين خيوقى در آن مجلس گفت كه سلطان بايد لشكريان خويش را در كنار سيحون ( سيردريا ) گرد آورد و در آنجا به استقبال مغولان شتابد و با نيروهاى تازه نفس به ايشان حمله كند - پيش از آنكه آنان از خستگى سفر دراز به خود آيند . ديگران بر خلاف مىگفتند كه بايد مغولان را به خود گذاشت تا وارد ماوراء النهر شوند و در آنجا با استفاده از آشنائى با اوضاع محل نابودشان كرد « 2 » . برخى ديگر توصيه مىكردند كه ماوراء النهر را به حال خود گذارند و به سرنوشتش سپارند و از معابر جيحون ( آمودريا ) دفاع كنند . آنان كه از همگان ضعيف النفستر بودند پيشنهاد مىكردند كه لشكر را در غزنه گردآورند ( يعنى به آنسوى هندوكش عقبنشينى كنند ) و از آنجا هم اگر ضرورت اقتضا كرد به هندوستان روند « 3 » . سلطان جرأت نكرد توصيهء نخستين را بپذيرد ولى پادگانهاى نيرومندى در ماوراء النهر باقى گذاشت . و زان پس آن ناحيه را ترك گفت و وعده داد كه با لشكر به آنجا بازگردد و مشغول گردآوردن قشونى در نزديكى بلخ گشت . سلطان پيش از حركت از سمرقند فرمان داد كه حصارى گردشهر برآورند .
--> ( 1 ) - 212 . Histoire des Mongols » , t . I , P » . D ' Ohsson . ( 2 ) - ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ، XII ، 237 ؛ CMIZO ، I ، 6 . ( 3 ) - جوينى ، نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورق 138 ؛ چاپ قزوينى ، II ، 106 ؛ ميرخواند ، « تاريخ خوارزمشاهيان » ، چاپ دفرمرى ، 78 .